شهید مدافع حرم محمد تقی ارغوانی

خرید بک لینک

کاروان بانوان موسسه ی طلوع حق در تاریخ 14 مهر 95 با خانواده ی شهید مدافع حرم محمد تقی ارغوانی دیداری دوستانه برگزار کرد.امید است که شفاعت این شهید عزیز شامل حال تمامی دوستداران شهدا بشود ان شاءالله.صلوات.

زندگینامه ی شهید محمد تقی ارغوانی

شهید تقی ارغوانی متولد سال 1353 یکی از کارمندان روابط عمومی شهرداری منطقه 21 تهران بود او اولین شهید مدافع حرم شهرداری و یکی از عکاسان خبری بود که به صورت افتخاری با خبرگزاریهای کشور در موضوعات مختلف همکاری داشت. که بصورت داوطلبانه عازم سوریه شد. شهید ارغوانی توسط نیروهای تروریستی و تکفیری در 22 بهمن ماه با تیری که به پهلویش اصابت کرده بود چون بانویش فاطمه زهرا (س) به فیض شهادت رسید. شهید ارغوانی اولین شهید مدافع حرم شهرداری تهران و نخستین شهید شهرک وردآورد تهران محسوب میشود. او همچنین فرمانده گردان بیت المقدس پایگاه شهید یزدی حوزه 205 ناحیه میثم تمار در منطقه 21 تهران بود. از این شهید یک پسر 14 ساله به یادگار مانده است.

خصوصیات اخلاقی شهید ارغوانی

خانواده دوست، صبور، پیشتاز، وظیفه شناس بود
اما بارزترین خصوصیت شهید ارغوانی بی ریایش بود.
هر کاری که برای مراسمات مذهبی چه در مسجد و چه در پایگاه بسیج از دستش برمیآمد،خالصانه و بدون توقع انجام میداد و دریغ نمیکرد.
برادر شهید مدافع حرم تقی ارغوانی با اشاره به جاماندنش از قافله شهدای مدافع حرم میگوید: تقی دومین بار بود که به این ماموریت میرفت. دوستانش که صحبت میکردند همیشه روی این موضوع صحه میگذاشتند که از کمک به دیگران اصلا دریغ نمیکرد.
مرتبه اولی که به سوریه رفته بود جریانی پیش آمده و باعث شده بود یکی از فرماندهش نجات پیدا کند. او زخمی شده بود و به هر زحمتی بود تقی او را به عقب منتقل کرد. خیلی سخت است که انسان بخواهد در این صحنهها خودش را ثابت کند.
او در ادامه با بیان اینکه تقی ارغوانی روزگاری عکاسی و فیلمبرداری میکرد و بعد ناگهان برای دفاع از حرم به سوریه رهسپار شد، میگوید: تقی زمانی که در داخل مملکت خودمان بود، سلاحش دوربین بود و به نحوی میخواست رسالت خودش را انجام دهد. در عرصه داخلی مملکت با زبان هنر عکاسی و فیلمبرداری انجام وظیفه میکرد.
در برههای، این اتفاقات در منطقه افتاد و ایشان احساس کرد الان تکلیفش این است که دوربین را زمین گذاشته و اسلحه به دست بگیرد تا از حرم اهل بیت(ع) دفاع کند. زیرا حرم حضرت را در خطر میدید. فرقی نمیکند.
یکی سلاح نرم در عرصه مقاومت و یکی دیگر سلاح گرم باز در خط مقاومت بود که هر دو یک هدف را داشت.

خاطره ای از شهید محمد تقی ارغوانی
مادر شهید میگوید: بار اول که رفت من هنوز راضی به رفتنش نبودم. رفت و برگشت و گفتم: «خوب شد که برگشتی» گفت: «نه خوب نیست. تو اگر مرا دوست داری اجازه بده که بروم و راضی باش.» گفتم: «اگر خودت این را میخواهی انشا الله کارت جور میشود.» زود جور شد و دوباره رفت. راضی هستم. الحمدلله .
او در انتها با بیان توصیه همیشگی شهید میگوید: همیشه میگفت صبور باشید. قبل از این پسرم، یک دختر 30 ساله داشتم که فوت کرد. من وقتی برای رفتن تقی به سوریه بیتابی میکردم محمد تقی میگفت: «پس مادرهای سه شهید چه بگویند و چه کار کنند وقتی شما اینطور بیتابی میکنی؟ اگر من شهید شوم و تو گریه کنی به من مدیونی.» من هم گفتم: «چشم؛ گریه نمیکنم.» الان هم گریه نمیکنم. رضایم رضای خداست.

خاطره ای دیگر از شهید ارغوانی

همسر شهید به ذکر خاطره ای از رفتن این شهید به سوریه پرداخت و گفت: اولین بار که شهید عزم رفتن کرد زمانی بود که تصاویری از حضرت زینب(س) را دید و چون علاقه بسیاری به من و فرزندم داشت از من کسب اجازه کرد که بنده هم با کمال میل موافقت کردم.
مدت اولین ماموریت به 43 روز رسید و ایشان به سلامت برگشتند.وی ادامه داد: اما زمانی که این بزرگوار برای بار دوم تصمیم به رفتن گرفت بنده راضی نبودم و دلشوره عجیبی داشتم، به او گفتم شما که ادای دین خود را یک بار انجام دادهاید؛ من راضی نیستم.
آن شب با هم خیلی در این رابطه صحبت کردیم و شهید گفت هر چه شما بگویید چون راضی نیستی من هم دیگه در این رابطه صحبت نمی کنم.
همسر شهید ارغوانی در حالی که بغض خود را پنهان می کرد،
گفت: همان شب خواب دیدم که حرم حضرت زینب(س) از همه طرف در حال خراب شدن است و بنده هم در آن حالت به گریه و ناله می پردازم، در همین حال حضرت زینب(س) آمدند و گفتند اگر می خواهید که حرم ما اهل بیت سرپا بماند در این راه باید خون و جان بدهید که در این لحظه از خواب بیدار شدم و شهید هم از بیدار شدن من بیدار شد و من در همان لحظه خوابم را تعریف کردم و گفتم که من مخالفتی با رفتن شما به سوریه ندارم.

همسر این شهید بزرگوار اظهار داشت: بنده همسرم را برای بار دوم با ایمان قاطع فرستادم و زمانی که رفت مطمئن بودم که برنمیگردد به همین دلیل از او خواستم که یک بار تمام خانه را دور بزند و تا جایی هم که می توانستم اورا برای رفتن همراهی کردم.

خواهر شهید میگوید: "مصداق السابقون السابقون اولئک المقربون که میگویند برادر من است. او داداش کوچکتر و همه رفقایش را جا گذاشت و خودش رفت و به مقصد رسید."

دلنوشته زکات دیدار

بسم الرب شهدا و صدیقین

پیشانی مزین به سربند نام زیبای مادر بود
از تپه با سلاح سنگین و کوله بالا میرفت
عرق چشمانش را اذیت میکرد
محیط کاملا آرام و بدون درگیری و تیراندازی
عرق باعث سوزش چشمان و اذیت بی امان میشد
در سرعت حرکت خلل وارد میکرد
بعداز مدتی ،کناری نشست و سربند را باز کرد
از چند طرف تیراندازی شروع شد
و باز سربند را بست
سکوت منطقه را متعجب کرد
آب روی آتش....
این است معجزی ♡حضرت مادر♡
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعددما احاط بهی علمُک

روی هر تیر نام فردی ک متعلق به اوست درج شده
تیر اگر ب نامت باشد شهادت مبارکت
اگر به نامت نباشد...
شهادت روزیتون
به قلم خانم ولیزاده
۱۴مهر ٩۵

دلنوشته زکات دیدار

بسم رب الحسین
روایت اول
همسر شهید : خوابش را دیدم ازش پرسیدم راسته که میگن موقع شهادت، امام حسین علیه السلام میاد کنار شهید ?
شهید : وقتی تیر خوردم قبل از اینکه روی زمین بيافتم امام حسین علیه السلام منو گرفت ....


بسم رب الزينب
روایت دوم
همسر شهید : روز زن امسال ناراحت بودم چون روز زن برام کادو می گرفت و امسال نبود ...

خوابش رو دیدم ...
بهم گفت اون جایگاه رو میبینی ??
دیدم چند خانم چادری با روبند روی تختی نشسته اند
گفت خانم ها اهل بیت پیامبر (ص )هستند ...
کنار خانم حضرت زینب سلام الله علیها جای تو هست
من همیشه بهترین رو برای تو خواستم ...

خیلی به شهيد و همسر شهید غبطه خوردم شاید تا حالا این قدر به همسر شهید غبطه نخورده بودم

شهید کارحسيني کرد و همسرش کار زینبی ...

چقدر زیبا ...
به قلم خانم رفیعی
۱۴مهر ٩۵

کاروان بازدید از خانواده ی شهدا...

ما را در سایت کاروان بازدید از خانواده ی شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: شهید مدافع حرم محمد تقی ارغوانی, نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 21:55

صفحه بندی